Web Analytics Made Easy - Statcounter

به گزارش جماران؛ محمد مهدی مظاهری استاد دانشگاه در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:

در شرایطی که پخش تصاویر جنازه‌های کودکان و شنیدن صدای شیون‌ها و ناله‌های زنان و کودکان مجروح و هراسیده به بخش ثابت شبکه‌های خبری جهان تبدیل شده و افکار عمومی جهانی در حال عادت‌کردن به دیدن این فجایع است، نه قطعنامه محکم و الزام‌آوری در شورای امنیت علیه اسرائیل تصویب می‌شود، نه تحریمی علیه این رژیم جنایتکار وضع می‌کنند و نه کشورهای غربی و آمریکا حاضرند قدمی برای متوقف‌کردن اسرائیل در غزه بردارند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

جنگ در غزه با شدت تمام ادامه دارد و تعداد شهدای آن از مرز 21هزار نفر که اکثر آنان نیز کودکان، زنان و افراد غیر نظامی بیگناه هستند، فراتر رفته‌است، اما ظاهراً کشورهای غربی تنها دغدغه‌ای که دارند آزادی تجارت و کشتیرانی در دریای سرخ است! 

طنز تلخ ماجرا این است که تنها ائتلافی که با گذشت نزدیک به سه ماه از کشتار بی‌وقفه غیر نظامیان در غزه شکل می‌گیرد، نه برای مقابله با رژیم یاغی اسرائیل و اجبار آن به توقف جنگ، بلکه علیه نیروهایی است که کوشیده‌اند نسبت به اقدامات اسرائیل بی‌تفاوت نباشند و هزینه‌های جنگ برای این رژیم و حمایت از آن برای سایر کشورها را بالا ببرند. در واقع، با شدت‌گرفتن محاصره فلسطینیان در نوار غزه و ممانعت اسرائیل از ارسال کمک‌های بشردوستانه به مردم این باریکه، ارتش ملی یمن تصمیم گرفت در اقدامی متقابل کشتی‌های صهیونیستی یا کشتی‌هایی که به مقصد سرزمین‌های اشغالی حرکت می‌کنند را توقیف و ناامن کند تا اسرائیل مجبور شود راه ارسال دارو و غذا به دست مردم غزه را باز کند. در نتیجه آنها از ۱۹ نوامبر 2023 حمله‌های خود را به کشتی‌های عازم سرزمین‌های اشغالی آغاز کردند و این امری بود که به مذاق حامیان اسرائیل خوش نیامد.

 با این که در مقطع کنونی، بخش‌هایی از حقوق بین‌الملل که به حقوق جنگ، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه اشاره دارد، ولی برای کشورهای اروپایی و آمریکا جذابیت چندانی ندارد و حقوق دریاها و رعایت آزادی دریانوردی برای آنها به حدی مهم است که به ایجاد ائتلاف نظامی دریایی روی آورده‌اند؛ ائتلافی که رهبری آن با آمریکا است و در روزهای نخست شکل‌گیری قرار بود 20عضو داشته باشد و کشورهای بیشتری هم به آن بپیوندند، اما هنوز آغاز به کار نکرده بود که کشورهای فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و استرالیا از آن خارج شدند. 

هرچند این کشورها اعلام کرده‌اند که خود رأسا برای تأمین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ اقدام می‌کنند، اما به نظر می‌رسد اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه به مرزی از وقاحت رسیده‌است که کمتر کشوری می‌خواهد اعتبارش را صرف حمایت از آن کند، کما اینکه برخی دیگر از کشورهای همراه‌شده با ائتلاف نیز نخواسته‌اند نامشان افشا شود؛ زیرا هم از بی‌آبرویی در عرصه بین‌المللی نگرانند و هم از واکنش‌های هزینه‌ساز جبهه مقاومت. 

در چنین شرایطی که ائتلاف شکننده آمریکایی در دریای سرخ با گسست و خروج سریع برخی کشورهای عضو مواجه شد و این امر به نوعی به «تحقیر آمریکا» تعبیر می‌شود، این کشور کوشید با حمله هوایی به قایق‌های ارتش یمن در 10 دی‌ماه 1402 و کشتن ۱۰نفر از رزمندگان دریایی یمن که در حال توقیف یک کشتی تجاری بودند، به رفیقان نیمه‌راه خود در ائتلاف و همچنین اعضای جبهه مقاومت ثابت کند که آمریکا در حمایت از اسرائیل و تأمین امنیت دریای سرخ مصمم است. انگلیس نیز که همواره از شرکای سنتی ایالات متحده در مداخلات نظامی بوده، اعلام کرده لندن قصد دارد با هماهنگی شرکای خود حملاتی علیه یمنی‌ها در دریا و خشکی انجام دهد. چنین اقدامات و مواضعی، احتمال گسترش دامنه جنگ در منطقه را افزایش داده‌است، اما آیا واقعاً با شکل‌گیری ائتلاف آمریکایی، شرایط منطقه به سمت جنگ تمام عیار می‌رود؟

 

 

در این زمینه، نکات قابل تأملی وجود دارند که نشان می‌دهند جنگ تمام‌عیاری در کار نخواهد بود؛ یکی از مهم‌ترین ادله این است که بر خلاف رویه سابق کشورهای عربی خلیج فارس که از اعضای اولیه و ثابت همه ائتلاف‌های نظامی به رهبری آمریکا بودند، در ائتلاف اخیر به جز بحرین که به طور رسمی به این ائتلاف پیوسته و دلیل آن نیز حضور ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در این کشور است، بقیه کشورهای مهم عربی از پیوستن به ائتلاف خودداری کرده یا آن را منوط به تحقق شرایط خاصی کرده‌اند. 

به طور ویژه، عربستان که مهم‌ترین کشور عرب حوزه خلیج فارس است و تصمیمات آن می‌تواند جهت‌دهنده به عملکرد سایر کشورهای عربی باشد، با وجود اینکه ارتشی مجهز به تسلیحات آمریکایی دارد و ۳۶درصد از واردات خود را از طریق بنادر دریای سرخ انجام می‌دهد، اعلام کرده که علاقه‌ای به حضور در ائتلاف آمریکا در دریای سرخ ندارد. دلیل اتخاذ چنین رویکردی، در کنار نگرانی مقامات سعودی از تخریب وجهه و اعتبارشان در جهان اسلام به خاطر کمک به رژیم اسرائیل، این بوده‌است که ریاض در یک سال اخیر گام‌های بلندی برای تنش‌زدایی و بهبود روابط با ایران و سایر کشورهای عضو محور مقاومت برداشته و به طور خاص درصدد توافقی با نیروهای انصارالله برای پایان‌دادن به جنگ با یمن است. بر این اساس به نظر می‌رسد تحلیل مقامات سعودی این بوده‌است که در صورت پیوستن به ائتلاف آمریکایی، تلاش‌های یک سال اخیر آنها بی‌اثر می‌شود و به احتمال زیاد شهرهای عربستان بار دیگر به هدف حملات صنعا تبدیل خواهند شد. علاوه بر نکات فوق «توافق پکن» میان ایران و پادشاهی عربستان، تهران و ریاض را به عدم ایجاد تهدید علیه یکدیگر در سراسر منطقه ملزم کرده‌است و به نظر می‌رسد عربستان در مقطع کنونی نمی‌خواهد به این توافق لطمه بزند. 

مصر نیز که از دیگر کشورهای مهم جهان عرب است و البته از زمان شروع جنگ غزه تلاش‌های بسیاری برای پایان آن انجام داده و اخیراً نیز طرح صلحی برای پایان جنگ ارائه داد که مورد پذیرش دو طرف قرار نگرفت، ترجیح داده تا به ائتلاف آمریکایی در حمایت از اسرائیل نپیوندد. قطر در چند ماهی که از جنگ می‌گذرد، همواره میانجی صلح و در تکاپو برای آتش‌بس بوده و بنابراین حرفی از عضویت این کشور در ائتلاف نیست. امارات هم موضعی نسبتاً مشابه سایر کشورهای عرب اتخاذ کرده، هرچند عدم عضویت این کشور در ائتلاف قطعی نیست؛ مقامات ابوظبی اعلام کرده‌اند که موضوع پیوستن به ائتلاف آمریکایی در دریای سرخ را بررسی می‌کنند و فقط در صورت تحقق برخی شروط ازجمله حمله قاطع آمریکا به صنعا به این ائتلاف می‌پیوندند! موضعی که نشان می‌دهد آنها در شرایط عادی به دنبال افزایش تنش با جبهه مقاومت و به ویژه انصارالله یمن نیستند و فقط در صورتی با آمریکا در ائتلاف همکاری می‌کنند که این کشور تضمین بدهد حوثی‌های یمن را بمباران و توان عملیاتی آنها را نابود خواهدکرد، امری که در مقطع کنونی بعید به نظر می‌رسد.

اتخاذ چنین رویکردی از سوی کشورهای مهم جهان عرب در حالی است که برای بسیاری از آنها این مسأله محرز شده‌است که رئیس‌جمهوری آمریکا به دلیل نزدیکی به انتخابات نیاز به اقدامات ماجراجویانه فرامرزی، بزرگ‌نمایی قدرت آمریکا در مناطق مختلف و تشکیل ائتلاف‌های بین‌المللی و اقدامات دسته‌جمعی دارد و البته می‌کوشد تعهد خود را به حمایت از امنیت اسرائیل نیز نشان دهد، اما در صورت افزایش درگیری‌ها و بالارفتن هزینه‌ها، همچون مورد افغانستان، خروج و فرار را بر ماندن و حمایت از کشورها و ملت‌های منطقه ترجیح می‌دهد یا همچون زمان حمله حوثی‌های یمن به تأسیسات نفتی آرامکو، هیچ اقدامی برای حمایت از متحدان سنتی خود انجام نمی‌دهد و منافعش را در مناطق و رقابت با کشورهای دیگر جستجو خواهدکرد.

به نظر می‌رسد کشورهای عرب با رسیدن به چنین درکی از آمریکای فرصت‌طلب و ابن‌الوقت، به این بلوغ و تحلیل رسیده‌اند که برای حفظ اعتبار و منافعشان، باید به حفظ صلح و امنیت در منطقه پایبند باشند و زمینه جدیدی برای گسترش درگیری‌ها در منطقه و رویارویی با جبهه مقاومت ایجاد نکنند. در چنین شرایطی، اگر کشورهای عرب بر همین موضع خود باقی بمانند و آمریکا نیز موفق به جذب آنها و کشورهای اروپایی بیشتری برای مشارکت در ائتلاف نشود، احتمال گسترش جنگ در منطقه ضعیف می‌شود و آمریکا هم با توجه به نزدیکی انتخابات، احتمالا با یکی دو حرکت نمایشی دیگر در دریای سرخ، به دنبال تنش‌آفرینی بیشتر نخواهد رفت و ناچار به مسکوت‌گذاشتن ائتلاف و پیگیری راه حل‌های دیگر خواهد شد. 

منبع: جماران

کلیدواژه: انتخابات مجلس لیگ برتر طوفان الاقصی غزه اسرائیل جنگ غزه محمد مهدی مظاهری انتخابات مجلس لیگ برتر طوفان الاقصی پیوستن به ائتلاف ائتلاف آمریکا ائتلاف آمریکایی نظر می رسد دریای سرخ جبهه مقاومت کشورهای مهم کشورهای عرب اعلام کرده

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.jamaran.news دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «جماران» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۹۴۳۳۳۶۸ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

ظریف: اسرائیلی‌ها به آمریکایی‌ها هم لگد زدند | اسرائیل به هیچ کس رحم نکرد | آنانکه دل‌شان برای آمریکا لک می‌زند باید بدانند آمریکا چه کرد

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا، محمدجواد ظریف در سلسله نشست‌های چهلمین سال تاسیس انتشارات اطلاعات که به مناسبت روز ملی خلیج فارس با عنوان «ژئوپلیتیک خلیج فارس» برگزار شد، گفت: خلیج، اسم‌اش فارس است، نه خلیج همیشه فارس. برای این نقطه مهم زنان و مردان بزرگی فداکاری کرده‌اند و باید این یاد و خاطره را گرامی بداریم.

وی درباره چالش‌های شناختی در خلیج فارس، افزود: برداشت من این است که دنیا گرفتار چالش شناختی است و بسیاری از مشکلات از این امر نشات می گیرد. همه دوست دارند به کشور و منطقه کمک کنند اما اشتباهات و خطاها به خاطر شناخت نادرست است.

ظریف تاکید کرد: برخی ادراک نادرست باعث شده منطقه ما از حق آرامش، صلح و همزیستی مسالمت آمیز دور باشد. امروز تا حد قابل توجهی دوستان در حاشیه خلیج فارس در حال اصلاح ادراک خود از جهان هستند اما هنوز از این روند عقب هستیم. البته هنوز باقی‌مانده‌هایی از ادراک غلط در کشورهای جنوب خلیج فارس وجود دارد که آن خرید امنیت برای خودشان است. توهم خرید امنیت کماکان وجود دارد.

وی افزود: ادراک کشورهای عربی درست شده که فهمیدند امنیت را نمی‌توان تنها از آمریکا خرید و می‌دانند دنیا دیگر دنیای قطبی سابق نیست که بتوان با وابستگی به یک قطب امنیت ایجاد کرد. خاصیت جهان قطبی این بود که رابطه وفاداری و حمایت بین مرکز و پیرامون یا بین قطب و مرید وجود داشت. پیرامون نسبت به مرکز وفادار بود اما رابطه مرکز و پیرامون به هم ریخته است. جهان از قطب‌ها خارج شده و دیگر دوگانه وفاداری و حمایت به شکلی که می‌شناختیم وجود ندارد و کشورهای خلیج فارس این را فهمیدند. کویت قبل از اینکه بر کشتی‌هایش پرچم آمریکایی بزند، از پرچم شوروی استفاده می‌کرد. آنها فهمیدند برای کسب حمایت باید با قدرت‌های‌ مختلف همکاری داشته باشند اما باز هم این مشکل را داشتند که فکر می‌کردند باید امنیت را با پول خرید. حتی تلاش کردند امنیت را از صدام بخرند.

ظریف تصریح کرد: صدام خودش را دژ شرقی جهان عرب در مقابل ایران معرفی می‌کرد و حاشیه نشینان خلیج فارس به او پول دادند تا امنیت بخرند. اخیرا به اسم یک کتاب که وجود خارجی ندارد، حرف‌هایی درآمده که در فضای مجازی باعث انتقال جهالت شده است. در سایت‌ها می‌نویسند که کشورهای عربی خلیج فارس تنها ۵۰ میلیون دلار یا ۵ میلیارد دلار به صدام کمک کردند درحالی که یکی از رهبران عربستان شخصا به آقای روحانی گفته بود ۷۵ میلیارد دلار به عراق کمک کرده‌اند.

وزیر سابق امور خارجه، ادامه داد: یادداشت‌های دبیرکل وقت سازمان ملل متحد نشان می‌دهد همان زمان هم دولت سعودی نگران بلندپروازی‌های صدام بود. خیلی‌ از مردم اطلاعات کامل ندارند و امروز آمریکا شده قبله آمال‌شان. از قول صدام گفتند که تا انجام مذاکره قطع‌نامه را امضا نمی‌کنند، همان وقت دبیرکل زنگ زد به وزیر خارجه دولت ریگان، ما قطع‌نامه ۵۹۸ را تیرماه سال ۱۳۶۷ پذیرفتیم، آنوقت آنها گفتند تازه مهرماه با شما گفت‌وگو خواهیم کرد. آمریکایی‌ها همان کاری که اول جنگ کردند را انجام دادند. آنها اول جنگ تحمیلی گفتند که عراق، ‌ ایران را ظرف یک هفته شکست خواهد داد و به همین خاطر مانع تصویب قطع‌نامه‌ شدند. قطع‌نامه ۴۷۹ تازه ۷ روز بعد از شروع جنگ تصویب شد و با فشار آمریکا، ‌ عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی ایران در آن نیامد. کسانی که دلشان برای آمریکا لک می‌زند باید بدانند آمریکا چه کرد. می‌دانید که البته من معروف به ضدآمریکایی بودن نیستم ولی خب تاریخ را نمی توان فراموش کرد.

وی افزود: ما روزهای آخر جنگ، دستِ بالا نداشتیم. در آن شرایط دبیرکل وقت سازمان ملل متحد با تعریفی که از ایرانیان شنیده بود به «فهد» زنگ زد تا صدام را وادار کند آتش‌بس را بپذیرد. او به صدام نمی‌گوید ایرانیان سلاح قوی دارند، بلکه می‌گوید غرور ایرانی را زیر پا نگذار، که اگر غرورشان زیرسوال برود برمی‌گردند و دمار از روزگارت درمی‌آورند. بعد از قرائت پیام حضرت امام هم بود که مردم به جبهه هجوم بردند.

ظریف تاکید کرد: با این تفاسیر بود که کشورهای حوزه خلیج فارس متوجه شدند نمی‌توانند به صدام هم تکیه کنند اما به او پول داده بودند که در برابر ایران قرار گیرد در حالی که همان پول برای بمباران کویت و عربستان صرف شد درحالی که هیچ کشوری به اندازه کویت از عراق حمایت نکرد. بعد از این که سیاست خرید امنیت از عراق شکست خورد باز هم کنار گذاشته نشد و رفتند سراغ شوروی و آمریکا. امروز هم رفته‌اند سراغ اسرائیل برای خرید امنیت.

وی با اشاره به اینکه تفکر خرید امنیت در میان شیخ‌نشینان هنوز هم پابرجاست، ‌ اظهار کرد: آنها متوجه نیستند که همان گونه که سلاح عراق به سمت خودشان رفت، ‌ اسرائیل هم به دنبال این است که این‌ها را پیش مرگ خود قرار دهد. اسرائیل در طول تاریخ جعلی خود از کسی حمایت نکرده است. سر گروگان‌های آمریکایی مذاکره کرد اما اسرائیلی‌ها حتی به آمریکایی‌ها هم لگد زدند. اسرائیل به هیچ کس رحم نکرد اما دوستان ما در جهان عرب این تصور را دارند که می‌توانند امنیت را از اسرائیل بخرند لذا این اشتباه شناختی کنار نرفته است.

وی با بیان اینکه اولین پیشنهاد امنیت منطقه‌ای را به امضای دکتر ولایتی در سال ۱۹۸۵ به دبیرکل وقت سازمان ملل متحد دادیم، گفت: بند ۸ قطع‌نامه ۵۹۸ مبتنی بر همین نامه ایران است که بر ایجاد امنیت منطقه تاکید می‌کند. از آن روز این کار را نکردند و وقتی دکتر حسن روحانی «طرح صلح هرمز» را ارائه کرد، عرب‌ها گفتند باید صبر کنیم که آمریکا به ایران فشار بیاورد تا شرایط تغییر کند. طرح صلح امیر سابق کویت که ارائه می شود شاه بحرین می‌گوید بگذارید ترامپ به ایرانیان فشار بیاورد که بتوانیم امتیازات بیشتری بگیریم. وقتی آرامکو را تیر غیب زد، توقع داشتند آمریکا به دادشان برسد اما بازهم این تفکر را کنار نگذاشتند که امنیت خریدنی نیست.

ظریف به اشتباه ادراکی دوم اشاره کرد و گفت: این اشتباه مشترک بین ما و عرب‌ها است که فکر می کنیم آمریکا می‌خواهد در این منطقه حضورش را افزایش دهد در صورتی که اولویت آمریکا از خلیج فارس خارج شده است و می‌خواهد مرکز ثقل را به بیرون از این منطقه ببرد. آمریکا به هرچه بخواهد نمی‌رسد چون قدر قدرت نیست، هرچند در «برجام» نفع داشت اما یکی از دلایل «برجام» برای کاهش مشکلات هسته‌ای همین بود که آمریکا می‌خواست حضور خود در منطقه را کم کند. این موضوع را عرب‌ها زودتر از ما متوجه شدند و دلیل اصلی موافقت اصلی عربستان با برجام همین بود که نمی‌خواستند حضور آمریکا در منطقه کمرنگ شود.

وی با اشاره به اینکه درحال حاضر آمریکا درحال برون‌سپاری امنیت منطقه به اسرائیل است، تصریح کرد: دوستان ما هم در منطقه با خیالِ واهی خرید امنیت در حال عادی سازی روابط با اسرائیل هستند و این یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات راهبردی کشورهای منطقه است چون اسرائیل نه تنها از آنها حمایت نمی‌کند، ‌ بلکه اینها قربانیانی خواهند شد برای حفظ اسرائیل. شازده ربع پهلوی (رضا پهلوی - فرزند محمدرضا پهلوی) شروع به حمایت از اسرائیل کرده است اما فراموش کرده که همین اسرائیل که قصه کوروش را می‌گفت از دهه ۹۰ که احتیاج به دشمن جدید پیدا کرد، آمد قصه کوروش را تبدیل به استرومردخوای و خشایارشا کرد. این قصه هم دروغ است چون اتفاق عهد عتیق برعکس آن چیزی است که تبلیغ می‌کنند. الان گفتمان حاکم در اسرائیل این است که مدعی شدند ایرانیان از ابتدای تاریخ به دنبال نابودی آنها بودند.

ظریف درباره اشتباه ادراکی سوم، توضیح داد: این اشتباه است که فکر می‌کنیم اگر با چیزی مخالفت کنیم، ‌ آن موضوع شکل نمی‌گیرد. وی با تاکید بر اینکه «عدم حضور» مانع از شکل‌گیری یک اتفاق نیست، ‌ تصریح کرد: الان دو نگرش در کشور وجود دارد، ‌ یک نگرش این است که حضور ما در ترتیبات امنیت منطقه‌ای در خلیج فارس باعث بسته شدن دست ایران در محیط قدرت‌اش می‌شود که حرف بدی نیست اما اشتباه این است که اگر نباشیم این ترتیبات شکل نمی‌گیرد. عدم حضور به معنای حذف ما از اتفاقات است.

ظریف ادامه داد: راه‌های مواصلاتی هرچند که بهترین و مهم‌ترین راه‌ها هستند اما تنها راه نیست. وقتی راه خود را ببندیم می‌روند با هزینه بالاتر راه لاجورد را درست می‌کند و آنوقت ما از گزینه هم خارج می‌شویم. گاهی فکر می‌کنیم تنها کنشگر ما هستیم، بعضی اوقات فکر می‌کنیم اصلا توان کنشگری نداریم و آمریکا را قدرت مطلق می‌دانیم که هردو غلط است. در دنیای کنونی حتی آمریکا هم نمی‌تواند چیزی را وِتو کند، مگر توانست در شورای امنیت با وتو کردن جلوی مقاومت مردم غزه را بگیرد؟

وزیر پیشین امور خارجه، ‌ تاکید کرد: جنگ‌های اسرائیل با دولت‌های عربی ۶ روزه تمام شده. جنگ اسرائیل با مردم غزه ۷ ماه ادامه یافته درحالی که غرب و آمریکا خواستند اسرائیل برنده شود. دیگر امروز کسی از نابودی حماس حرفی می‌زند. دنیا تغییر کرده است. آمریکا دیگر تصمیم‌گیر نهایی نیست. مهمترین کاری که ما می‌توانستیم بعد از بحران غزه انجام دهیم و فرش عادی‌سازی را از زیر پای افکار عمومی جهان عرب برای اسرائیل بکشیم، این بود که پیشنهاد توافق منع تجاوز به کشورهای منطقه را دادیم. این کُنش اهریمن‌سازی از ایران را ناکام می‌کرد. فکر نکنیم باید ترسناک باشیم، هدف اسرائیل از ایران ترسناک نشان دادن ماست.

در ادامه این نشست محمد مسجدجامعی - سفیر سابق ایران در واتیکان و دانش‌آموخته دکتری ژئوپلتیک در مورد شیخ نشین‌ها و عربستان، گفت: وقتی از مطالعه ژئوپلیتیکی حرف می‌زنیم یعنی تمام عناصر اقتصادی، هویتی، دینی، اجتماعی و... و. را بررسی کنیم؛ بنابراین نوع نگاه به مسائل از دید ژئوپلیتیکی باهم متفاوت است. شش کشور به عنوان شورای همکاری خلیج فارس علی رغم اختلافات و تفاوت‌ها، یک نوع هماهنگی دارند. دیگران هم به این مجموعه، یک شکل نگاه می‌کنند و می‌دانند آنها به معنای واقعی منافع مشترک دارند.

وی افزود: مدتی به جز مصر، سه کشور عربستان و امارات و بحرین، قطر را به شدت تحریم کردند، اما نتوانستند تحریم را ادامه دهند و مشکل پیدا کردند زیرا این مجموعه یک خانواده است و در مقایسه با سایر اتحادیه‌های جهانی یکی از منسجم‌ترین‌ها است. این مجموعه را به دلیل ساختار اجتماعی و قبیله‌ای، تاریخی و... می‌توان مجموعه واحد نامید.

مسدجامعی ادامه داد: گذار موفق این کشورها بعد از پیدایش ثروت نفتی هم مهم است. قدرت نفتی در لیبی و عراق یکی از عوامل مهم در از هم پاشیدگی این کشورها شد که این مسئله را عربستان و شیخ‌نشین‌ها ندارند چون ساختار قبیله‌ای خود را حفظ کردند. ورود ثروت در زمان کوتاه به جامعه بدوی اتفاق افتاد اما در عین حال سواد سیاسی و تمامیت اجتماعی حفظ شد که مهم‌ترین عامل آن ساختار قبیله‌ای است.

وی تاکید کرد هیچ تحول رادیکالی در این کشورها که منجر به تغییر نظام حاکم باشد به تنهایی اتفاق نمی‌افتد.

مسجد جامعی با بیان اینکه تحول در کشورها مسیر بالا به پایینی دارد، گفت: در کشورهای جهان سوم تحولات، رژیم‌ها را مجبور به سلسله اصلاحاتی می‌کند. در این کشورها به دلایل فرهنگی، قبیله‌ای و سنتی و دینی این اتفاق کمتر رخ می‌دهد. اینها عموما گرایش حمبلی دارند و اصولا در چارچوب فقه حمبلی مقابله با حاکم و نظام حاکم به هر دلیلی حرام است. البته این صرفا یک دلیل است.

این دیپلمات سابق کشورمان تاکید کرد: نگاه این کشورها نسبت به ایران، یک دیدگاه نسبتا مشترک است.

وی با اشاره به اینکه این کشورهای حاشیه خلیج فارس بخشی از جهان عرب هستند، گفت: این مجموعه در ۱۰ سال اخیر سلسله تحولات درونی سنگینی تجربه کرده است. برای بررسی رژیم‌های سیاسی باید درک آنها از خودشان و منطقه در زمانه جدید را بدانید. ‌ این درک در ۷۰ سال بعد از کشف نفت کاملا لایه به لایه است. تصور ما از این کشورها قدیمی است اما با تحولات زیربنایی که داشتند درکشان هم تحول یافته است.

مسجد جامعی درباره وضعیت فعلی این کشورها، بیان کرد: اینها ۴ مرحله مختلف دارند. پیش از کشف نفت مجموعه‌ای بدوی و قبیله‌ای بودند. بعد از کشف نفت تا اواسط دهه ۹۰ میلادی خیلی ثروتمند می‌شوند، اما تصورشان این است که این ثروت فضل خداست و اصل را بر لذت‌جویی می‌گذارند و حتی مشکلات امنیتی را با پول دادن از سر می‌گذرانند. در واقع طی ۳ دهه هدف لذت بردن بود تا با مشکلات مواجه نشوند. اواسط دهه ۹۰ میلادی مدل جدیدی در قطر ایجاد شد که به مدل ۵ کشور دیگر تبدیل شد. آنها فهمیدند باید از انزوا خارج شده و وارد معرکه منطقه و جهان شد و برای همین زیربنای این کار را با ساخت هتل، فرودگاه، دانشگاه و... فراهم می‌کنند. این جریان از سال ۲۰۰۰ میلادی مدلِ همه شیخ نشین‌ها شد که نتایج مختلفی داشت. در مرحله فعلی این کشورها قصد دارند برای توسعه خود برنامه‌ریزی کنند.

وی خاطرنشان کرد: در بین اینها امارات چموشی هم دارد و به جز توسعه یافتن می‌خواهد در مسائلی که می‌تواند، دخالت کند و آنچه که به این موضوع کمک می‌کند جنگ اوکراین است.

دیپلمات سابق کشورمان با تاکید بر اینکه جنگ اوکراین شرایط را دگرگون کرده است، تصریح کرد: در این جنگ مسئله اصلی فقط زدنِ روسیه نیست، بلکه هدف زدنِ چین است که رقیب بزرگی برایشان محسوب می‌شود. شکست روسیه در این جنگ به معنای شکست چین هم هست. در این بین مسئله انرژی اهمیت زیادی پیدا کرد، اما این مهم است که این کشورهای شیخ نشین باهوش هستند و می‌دانند باید با آمریکا و سایر کشورها در روند اتفاقات چگونه برخورد کنند.

کد خبر 848843 برچسب‌ها اسرائیل خبر ویژه محمدجواد ظریف ایالات متحده آمریکا

دیگر خبرها

  • شکست ائتلاف ضدایرانی
  • شکست ائتلاف غربی در تغییر معادلات با انصارالله
  • ظریف: اسرائیلی‌ها به آمریکایی‌ها هم لگد زدند | اسرائیل به هیچ کس رحم نکرد | آنانکه دل‌شان برای آمریکا لک می‌زند باید بدانند آمریکا چه کرد
  • طرح بلینکن برای احیای ناتوی عربی
  • انتقاد از واکنش برخی کشورهای عربی بعداز حمله سپاه به اسرائیل (فیلم)
  • طوفان الاقصی| حمله هوایی ائتلاف آمریکایی- انگلیسی به یمن
  • زلنسکی: پس از پایان جنگ انتظار داریم به عضویت ناتو درآییم
  • رسانه‌های عبری: السنوار قهرمان کشورهای عربی و اسلامی شده است
  • عربستان برای حمایت از اسرائیل ائتلاف عربی تشکیل می‌دهد
  • درخواست آمریکا : سیستم مشترک دفاع هوایی کشورهای عربی مقابل ایران